بی وفا بود

 

بی وفا بود که رفت. راحت و ارام از مقابل شقایق ها گذشت .

 انقدر بی خیال که گویی هرگز برایش درد و رنج بابونه ها مهم نبود .

 بی رحم و سنگدل چشمهای گریان را نادیده گرفت .

 او با تمام هستی اش رفت .

 غافل از قلب هایی که به خاطرش شکسته بودند .

گویی التماس هیچ دستی برایش مهم نبوده.

نگار پاییزرا نمی دید که بی صبرانه پا روی جای پایش بگذارد.

 او رفت و گفت که منتظرش بمانیم

و من همچنان تا ابد همین جا همراه تمام اشکهایم

کنار پلکان شک و تردید

 در انتظارش خواهم ماند اما همیشه حس

غریبی به من می گوید که او اگر می خواست برگردد هرگز نمی

رفت  ......  

 

به یاد داشته باش

 

گر كسي مي گويد كه براي تو مي ميرد دروغ ميگويد

 

حقيقت را كسي ميگويد كه براي تو زندگي مي كند

 

غرورت رابرای کسي که دوسش داري بشکن

 

 ولي دل کسي را که دوسش داري به خاطر غرورت نشکن

همیشه به یاد داشته باش .

 

همیشه امیدوار باش  کسی که انتظار را میکشی خواهد آمد .

همیشه به معشوقت راستش را بگو .

اگر عشق یه طرفه باشد ان عشق نیست ان دوست داشتن است .

 

از میان قصه ها

 

                 زندگی همیشه بهار نیست  گاهی ابر خزان

دست روزگار بی وفاست ،

به آن سایبان مرگ می افکند  ،

وفادار ترین یاران را از همدیگر جدا می کند .

اگر روزی روزگاری مرا دیدی خاطرات گذشته ام را بیاد

آور و اگر وجودم در این دنیا نبود برای خاطرم

قطره ای اشک بریز ...

 

تقدیم تو باد

 

 

ای خدا .....

 

 

          Image and video hosting by TinyPic

حالا ميدانم كه اين تنهايي خالي نيست  ...

پر از ياد عشق است 

 

میدار ...

 

 

گفتم چشمم گفت، براهش میدار

                                            گفتم جگرم گفت، پر آبش میدار

گفتم که دلم گفت، چه داری در دل

                                    گفتم غم تو گفت، نگاهش میدار  

 

الهی به امید تو

 

Click for Full Size View 

نه هیچ یک را هی دیگری نمی خواهم .

 

گرمم از حرارت وجود تو، مي خواهم به درگاهت سجده کنم  . 

عاشقانه مي پرستمت و صادقانه به گناهانم اعتراف مي کنم .

و به لطف و بخشش تواميدوارم . 

الهی به امید تو تنها وتنها ......

 

دنیا بیوفا است

 

  اگر اشک ها نمی بود داغ سینه ها

سرزمین وداع را می سوزاند 

کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش

میدهی                                   

پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد 

هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی

هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی

همیشه این گونه بوده است

 کسی را که از دیدنش سیر نشده  ای  

زود از دنیای تو می رود .

 

 

نیست نیست

 

من كه ميدانم به دنيا اعتباري نيست نيست

بين مرگ و آدمي قول و قراري نيست نيست

من كه ميدانم اجل نا خوانده و بيداد گر

سر زده مي آيد و راه فراري نيست نيست

عشقهای نهفته در دل

 

....

شبهای بی تو

 

آهوی من به کجا میگریزی

تو از درد جانکاه این گرگ خسته ی زخمی خبر داریزر؟

آهوی گریز پای من ...

تو آخرین امید این گرگ بی امید هستی

از چه رو نگاهت را از نگاهم دریغ می کنی ؟

تنها تو میدانی، یا نمی دانی؟! آخر خط کجاست.

تنها تو می دانی، یا نمی دانی ؟! مرگ شب اینجاست .

تو از گرسنگی چه می دانی؟ از تنهایی!

از شبهای سرد و بی رحم زمستان

از شلاق بی رحم باد و برف 

آهوی من

نگذار چنگال های تیز من تن زیبای تو را بیازارد

نگذار تا من عطش خود را با خون لبهای تو فرو بنشانم

ومن در تنهایی و ظلمت شب خواهم مرد .

 

مهربانم

 

   

بیایی .....

 

 

 
 
Image and video hosting by TinyPic

بیا یی آن زمان که مرده باشم

به زیر خاک داغت برده باشم

بی تو

 

Image and video hosting by TinyPic 

 

دوستت دارم

 

آي تو كه قلبم را دزديدي و رفتي 

   

به دلم آتش زدي و رفتي

 

تو كه ميگفتي قلبت با من است، من تنها نيستم

 

من هم كه برایت قول داده بودم تا وقتي زنده اي باتواستم

 

من كه به نام تو زندگي ميكردم

 

رسم عشق و عاشقي اين رقم بود ؟

 

مرا در این عالم عشق تنها بگذاري و بري ؟

 

چرا آتش زدي به قلبم ؟

 

من با تمام جان اسيرت شدم

 

حالا من چطور با خيالت سر كنم ؟

 

من چطور دوريت را تحمل كنم ؟

 

چه كسي روی درد عشقم مرهم ميگذاره ؟

 

من تشنه " دوست دارم "  گفتنت هستم

 

من تشنه ان نگاههاي پر شورت هستم

 

من تشنه شنيدن صداي گرمت هستم

 

من تشنه عشق روياييت هستم

 

بيا و دوباره سيرابم كن

 

من با يك دل ساده وعاشق منتظرت هستم

 

الهي اين اميد مرا نا اميد مکن

 

هنوز قلب ناتوانم به ياد تو مي طپد گويا اميد وصال دارد

 به او تلقين مي کنم وفادار باش و بعد از او دل به ديگري مبند.

 نمي دانستم چهره زيباي تو تا اين حد آتش بر پيکرم مي زند،

 بارها در روز ديده بر او دوخته

و به ياد دوران آشنائيمان در کنارش اشک مي ريزم،

 اين تنها ارمغان من است در ياد او.

 خدايا حال که او را از من جدا کردي،

 اميد روح مرا نامهربان نمودي؛

 باز هم تو را سپاس مي گويم

چون عکس او را در کنج اين تنهايي مونس جان دردمندم قراردادي

 و با او سخن مي گويم

 اما صداي دلنشين و شيواي هميشگي او بگوشم نمي رسد

 آن وقت بيشتر مي سوزم و مي گريم.

 الهي اين اميد مرا نا اميد مکن .

 

سعي کن تنها یم نگذاری

 

اي كسي كه بدون تو زندگي را با همه زيبايي هايش

براي لحظه ای هر چند ناچيز هم نمي خواهم .

اي كسي كه زندگي را در چشمان بهاري ات معنا مي كنم ،

كاش مي دانستي كه اين قلب كوچك وعطش زده ام

چگونه با ديدارت بال و پري براي رهايي مي يابد .

بدون تو برگي در خزان زندگي ام ،

برگي خزان ديده در بهار زندگي ،

و رفتنت مانند طوفاني است ...

 كه هرگز مرا به روي شاخه باقي نخواهد گذاشت

پس با من بمان

كه تو تنها روياي سبز زندگي خزان ديده ام هستي .

 

 

 

 

شمع عشق

 

Image and video hosting by TinyPic

 

کاش

 

Click for Full Size View

 

اما تو  .....  تو رفتی

 

یادت باشد

 

تنها یی درد بد است

 

چه سخت است در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن

 برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن

 

 

ضرر کرد

 

نگاهي كرد و من را دربه در كرد

 

يقين كرد عاشقم بعدش سفر كرد

 

شكستي خورد آمد تا بماند

 

      ولي من رفته بودم او ضرر كرد

 

تقدیم به یگانه کسی که خودش میداند که چقدر دوستش دارم

 

آرامگاه عشق

 

 به نام شقایق

 گل همیشه عاشق

در وادی های دور                   بر سنگ سخت گور

                                              با گوهر سرشت                       با خط سرنوشت

شخصی نوشته بود

آرامگاه عشق

 

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

 

یکروز کسی را دوست میداری

            روز بعد تنهایی

                    به همین سادگی

 

اسیر عشق

 

من از دردی که امشب در وجودم می کشم شادم

از اینکه تا سحر باشی تو در یادم نمی خواب

نمی دانم چرا اینگونه بی تابم

که همچون تیشه ی شیرین اسیر دست فرهادم

 

 

تک و تنها زیر باران

 

 

عشق منی  

 

به دوچیزعشق می ورزم

یکی توودیگری وجود تو

به دوچیز اعتقاد دارم

یکی خدا ودیگری تو

من دراین دنیا دوچیز می خواهم

یکی تو ودیگری خوشبختی تو

من این دنیا را برای دوچیز می خواهم

یکی توودیگری برای باتو ماندن

همیشه تقدیم به کسی که می داند دوستش دارم

 

از روزگار ...

 

زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد

،  باوفاترين دوست به مرور زمان بي‌وفا شد.

اين پرپر شدن از گل نيست

 و اين بي وفايي از دوست نيست

از روزگار است

 

زخم دل

 

اگر ارزش واقعی عشق  را بدانیم .

       هرگز نابود نمی شوید .

 

دوست داشتن بهار عشق است .

 عشق ،تابستان زندگی است .

زندگی پائیز تنهایی و .

تنهایی زمستان عمر است .

 

خندیدم ، سلامت کردم ، و آشنایت شدم

 

اگر میدانستم در پس هر خنده ای گریه ای وجود دارد .

 هرگز نمیخندیدم .

واگردرپس هرسلامی، خداحافظی هست .

هرگزسلام نمیکردم . 

واگرمیدانستم درپس هر آشنایی جدایی وجود دارد .

هرگز آشنایت نمیشدم .

وحالا ! که خندیدم ، سلامت کردم ، وآشنایت شدم دوست دارم ،

هرگز فراموشت نخواهم کرد .

 

سکوت .....

 

تاريكي و سكوت شب زيباست به شرط آن كه در

تاريكي  روشن فكر كني .

sunset

 

خدایا کمکم کن

 

به من کمک کن تا عشق او را برای همیشه حفظ کنم،

خدایا!

به من کمک کن تا عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش

بریزم لطیف ترین کلمات را نثار قلب جوانش کنم.

خدایا به من کمک کن تا در معبد عشق او بهترین و

شیرین ترین دعاگر باشم.

خدایا به من کمک کن تا سرود عشق را به هنگام طلوع

 آفتاب هر بامداد بر لبانش جاری سازم ،آواز عشق را در

گوشش سر دهم ،

خدایا ! بگذار او نیز مرا همچون بتی در معبد عشق

بگذارد و

پذیرا شود

امیدی پس از نا امیدی

 

اگر مثل اشك در چشمم باشي قول ميدهم

 براي نگه داشتنت تا اخر عمر گريه نكنم .

نمي خواهم قلب تو باشم که با هر اتفاقي بشکنم

 مي خواهم روح تو باشم که تنها لحظه مرگ،از تو جداشم .

برنج سرد را مي‌توان خورد ، چاي سرد را مي‌توان نوشيد ،

اما نگاه سرد را نمي‌توان تحمل کرد  .

پرنده اي كه مال تو نيست صد تا قفس هم بسازي ميرود ازپیشت .

گاهى انقدر غرق در آرزو هستى

 كه فراموش ميكنى خودت آرزوى كسى هستى .

شيشه دل را شکستن احتياجش سنگ نيست

 اين شقايق با نگاهي  سرد پرپر ميشود .

هرگز لبخند را ترک نکن  ، حتی وقتی ناراحتی ،

 چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو شود .

 

وفا

 

دارمت دوست به حدی که خدا میداند .

 

این گفته فقط باد صبا میداند .

 

مهرت ای دوست زمانی ز دلم پاک شود .

 

 که همه پیکر من زیر زمین خاک شود.

 

تا چي ‌پيش‌ مياید .

 

 
پيش خودم يك قانون داشتم :

در برابر سه حرف تاب نياور و طغيان كن :

1- حرف زور    2- حرف مفت   3- حرف دروغ

اما مي‌خواهم تمرين كنم
 
 و تحملم را در برابر اين سه حرف بالا ببرم .
 

بگذار بمیرم

 

  بگذار که در حسرت ديدار بميرم

                                       در حسرت ديدار تو ناچاربميرم 

                        دشوار بود مردن و روي تو نديدن

                            بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ

                                       در وحشت و اندوه شب تار بميرم

                                 بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب

                            دربستر اشک افتم و ناچار بميرم

                                       ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست

                        تا از غم عشق تو دگر بار بميرم

                                تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم

                                                 بگذار بدانگونه وفادار بميرم

 

مثلی تو ....

 

آدم‌های خوب از ياد نميروند

 

 از دل نميروند

 

از ذهن نميروند

 

 ولی خيلی زودتر از

 

کسی‌که فکرش را بکنی از پيشت ميروند

 

  مثل تو . 

 

 

باور باید داشت

 

قبل از محبت :

 

بچه  :  دیگه نمیتوانم منتظر بمانم  .

دختر  میخواهی از پیشت بروم  ؟

بچه  :  فکرشم نکن  .

دختر  :  منو دوست داری  ؟

بچه : البته  .

دختر  :  تا حالا به من دروغ گفتی  ؟

بچه  :  جرا این سوال رو می پرسی  .

دختر  :  منو مسافرت می بری  .

بچه : مرتب  .

دختر  :  گاهی وقت مرا میزنی  ؟

بچه  :  به هیچ وجه  .

دختر  :  می تونم بهت اعتماد کنم  ؟

 

 

بعد ازمحبت :

 

همین متن را از پایین به بالا بخونید .

 

راز .....

 

هيچ وقت رازت را به کسي نگو.

 وقتي خودت نميتوا ني حفظش کني،

 چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برایت رازت را نگهداره  

                     
سعی کنيد آن چيزی را که دوست داريد بدست اوريد،

 وگرنه بايد آن چيزی را که بدست مياوريد دوست بداريد


بعضي فکر مي کنند این منصفانه نيست

 که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است.

بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند

 که کنار خارها گل سرخ گذاشته

 

بدون حرف... ساکت... خیلی خسته ام.

 

 دوباره تنهایی های سرد و بارانی ام را می خواهم .

دوباره آن آرامش تلخ بی کسی را می خواهم .

 دوباره بغض همیشگی ام را ...

ساعتهای طولانی و به یک نقطه خیره شدن را می خواهم

... . می خواهم از  هر چیز باورنکردنی دیگری که هست خلاص شوم .

 این همه آدم های که دردنیا هست .

 یکی شان به من نگفت تو هم انسانی

 شاید به بن بست خوردی شاید راه را اشتباه امدی .

 شاید خسته شدی  شاید دلت بخواهد یک مدت تنها باشی .

 شاید واقعا تنهایی برایت بهتر باشه  .

 

عشق خیالی

یک واقعیت ( اما تلخ )

دیگه همه چیز تمام شد دیگه  وجود نداری

 احساسم را به بازی گرفتی نمی دانم چرا  ...

می گذرم از تو تو لایق اشکهایم نبودی تو لایق عشقم نبودی

همه زیبایی هارا در تو میدیدم

اما افسوس که همه خواب وخیالی بیش نبود

 تو حتی با خودت را راست نیستی اما همیشه مرا مقصر می دانی

 آن روز لعنتی کاش باز هوس دیدن چشمانت به جانم نمی افتاد

 که بخواهد دلم را بلرزاند دیگر دلم نمی خواهد

 حتی خاطره ای از تو برایم یادگار بماند

 می روم به جایی که هیچ وقت نه اسمت را بشنوم

 ونه هرگز تو نیز از آن آسمان سهیم باشی

دراین ماجرا فقط من ضربه خوردم من..

من وفقط من اما با کمال پوزش می خواهم داد بزنم

 ازتو متنفرم دیگه حتی نمی خواهم نه چشمانت را ببینم

 نه نگاهت دنبالم کند ونه خاطره ای از تو برایم زنده شود

تو لایق عشق پاک من نبودی من در انتخاب معشوق اشتباه کردم

 به خاطر چیزی دوستت داشتم که متاسفانه فهمیدن اشتباه بود

 وتو آن را نداشتی و آن وفا بود ...............

آرزوی خفته

 

آه، مهربانم بیا و از کنارم چنین بی تفاوت عبور مکن

 

                                         مهربان، تو اگر نباشی

 

                              زندگی نیست، حیات نیست، عشق نیست

                                                                                    محبت نیست

 

                     و اگر زندگی باشد با تمام مخلفاتش

                                                                 دیگر من نیستم...!

 

مهربان بگو

 

 که اینبار برای دور شدن و عبور از من، دیگر دیر شده است

 

      بیا و در کنارم باش

 

                                 بیا و معنای زندگی را در وجودم جاری کن

 

           آخر،

 غم نبودن تو تمام وجودم را به ورطه نیستی می کشاند

 

                                                              پس بیا و تنها رهایم مکن

 

مهربانم از این بهتر چی میخواهی ؟

 

چندا ست که بيمار وفايت شده ام

 در بستر غم چشم به راهت شده ام

اين را تو بدان اگر بميرم روزي

  مسئول تويي که من فدايت شده ام

پشيمانی ....

 

چشمان من فقط در آغوش نگاه تو آرام می گرفت

از روزی که رفتی هميشه بارانیست

نگاه ، سه دقيقه

خنده ،  سه ساعت

 صفا ، سه روز

 آشنايي ،  سه هفته

 وفاداری ،  سه ماه

 بيقراری ،  سه سال

 انتظا ر .  سي سال

 

عشق نا فرجام

 

 

نیاز

 

نیازی نیست وجود نا آرامم را آرامش ببخشی دستت را در دستم

بگذاری نگاهت را در چشم غمگینم بدوزی صدای نامنظم تپیدن قلبم

را بشنوی بغض را از صدایم بگیری و عاشقانه در گوشم زمزمه کنی

 دوستم داری  به هیچ کدام نیازی نیست .

فقط به من اطمینان بده که قلبت تا ابد مال من است همین برایم

کافی است

 

این زندگیست ؟

 

ما هرگز به آنچه می خواهیم نمی رسیم .


ما هرگز به آنچه می رسیم ( آنرا ) نمی خواهیم .


ما هرگز آنچه دوست داریم نداریم .


ما هرگز آنچه داریم دوست نداریم .


اما هنوز زندگی میکنیم .


هنوز عاشق میشویم .


هنوز امید داریم به هر آنچه دوست داریم برسیم .


این زندگیست

بی تو

 

وقتی هستم نیستی وقتی نیستم هستی،وقتی نیستی

هستم وقتی هستی نیستم ای تمام نیست شده ی هستی

من،هستی من نیست می شود وقتی تو نیستی.

 

می نویسم در این دفتر عشق

 

 

     به عشق تو می نویسم تا بخوانی و این قلب عاشق مرا باور کنی

 

      با چشمهای خیس می نویسم که دوستت دارم

 

 تا تو نیز با چشمهای خیس بخوانی

 

       و احساس مرا از ته قلبت درک کنی

 

      با دلی عاشق می نویسم که عاشقانه با تو می مانم

 

     و می نویسم تنها یک نوشته نیست بلکه احساس قلبی من است

 

     عزیزم می نویسم تا بخوانی و به عشق من افتخار کنی ...

 

      با دلی پاک ، صادقانه می نویسم که خیلی دوستت دارم

 

     می نویسم تا شبها با خواندن درد دلهای عاشقانه ام به خواب روی

 

      و خواب فرداهای با هم بودن من را ببینی

 

      به عشق تو می نویسم و با یاد و خاطرات تو زندگی می کنم

 

     عزیزم از تو می نویسم   چون که تو لایق  احساسات عاشقانه منی

 

   بهترینم به تو ، قلب پاک تو و عشق مقدست افتخار می کنم

 

    و تا ابد تو را در قلب خویش اسیرنگه می دارم

 

  راضی باش به این اسارت  

    

    با  عطر نفسهایم ترا در  زندان قلبم زنده نگه می دارم

 

      با دلی عاشقتر می نویسم که عشق تو پاکترین عشق دنیاست

     

 و با قلمی به رنگ سرخ در دفتر عشقم می نویسم

    

  که خیلی دوستت دارم

     

   این دفتر عشقم با تمام احساسات عاشقانه اش تقدیم به تو ...

 

      تو لایق این دفتر عشقی صادقانه آن را به تو هدیه می دهم .....

 

      هر شب صفحه ای از دفتر عشق را باز کن بخوان

 

  هر آنچه که از تو گفته ام

 

      و با احساس آرامش   تمام صفحات این دفتر عشق را ورق بزن ،

 

      جای قطره های اشکم را در هر صفحه از آن ببین

 

     

 

      حالا تو نیز با چشمان خیس این دفتر عاشقانه را بخوان 

 

  و    مرا باور کن به عشق تو می نویسم ،