عزیزم ...



سلامی از تهء قلبم به تو ای یار همدردم .. سلامی از دلی تنها دلی آکنده از غمها .. سلامی از تن خسته دلی غمگین و بشکسته گهی بی یار گهی با یار گهی از عاشقی بیزار .. گهی خندان گهی گریان گهی رنجیده از یاران .. به وبلاگم خوش امدید و بابت نظریات قشنگ تان خیلی ممنونم . دوستان گلم نظریات شما برای بهتر شدن وبلاگ خیلی کمک میکند .. دوست دارم نظریات تانرا درمورد هر پستم بدانم .. پس لطفا همه جا نظر بگزارید .. ممنونم از همهء تان .....
هرروزی که میگذرد پر از ناامیدی است من پایانی بر این درد نمیبینم
این زندگی ارزش جنگیدن ندارد ...

شبهایی که آرزو میکردم روز فرا نرسد
من در این اتاق سرد,که دیوارهایش دیگر تحمل نگاه خیره ام را ندارند
برای همیشه در خودم غل و زنجیر شدم و جز بی ارزشی خود چیز دیگری احساس نکردم
دیگر نمیتوان ماند
باید رفت
اما به کجا؟من متعلق به جایی نیستم...

رویاهایم را امشب پشت در میگذارم بیچاره رفته گر چه بار سنگینی خواهد داشت ...!
کاش می فهمیدی
برای این که تنهایم ترا نمیخواهم
برعکس …
برای این که میخواهمت ؛ تنهایم …!!!
هر جا که می بینم نوشته است :
” خواستن توانستن است ”
آتش می گیرم !!!
یعنی او نخواست که نشد ؟!
خدایـــــــــــا
من دلـــم را صــابــون زدم به عـشـــق او .. چرا چشمم میسوزد ؟؟


این روز ها حس دارم آمیخته با دلتنگی . . .
بازوانی میخواهم که تنگ در برم بگیرند ، اما نه هر بازو ، فقط حصار آغوش گرم تو . . .انصاف نیست هر آنچه ترا از من بگیرد
تقدیر من باشد یا تصمیم تو