سكوت شبانگاهان
در اين سكوت شبانگاهان به مهتاب چشم دوخته ام و از ستاره ها درباره ي تو مي پرسم
، شبي كه چشمانم با چشمانت بازي ها داشت،من بي خبر از آن به نگاهت دل بستم
. من ترا در ابرها در باد و باران و در لايه لايه هاي برگهاي زرد خاطره يافتم.
سرزمين خاطره ي من و تو جايي ست كه آفاق در آن رنگ ديگري دارد.
و حالا دلتنگي هايم را با رنگ سياه مي نويسم
و آرزوهايم را با رنگ آبي،چون امروز آسمان در قلب من است.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۲۶ ساعت 18:45 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )