کاش می دانستی
افسوس که دوری دوری از من وقتی شبها چشمهایم را به یاد تو می بندم
تورا با تمامی وجودم احساس می کنم و گاه با حسرت به خود می گویم
کاش این رویا به واقعیت می پیوست دیگر از پا افتاده ام توان راه رفتن ندارم
هر لحظه که می گذرد احساس می کنم دورتر می شوی
آرامش وجودم کمی آرامتر برو تا بتوانم با این تن زخمی به تو برسم
کاش می دانستی
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ ساعت 18:15 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )