دلم می تپه
هنوز زنده ام و هنوز نفس میکشم دلم می تپه
هنوز دروازه های انتظار را هر روز هر لحظه نگاه می کنم..
شاد از تو خبری بیاد هنوز چه باور کنی یا نه
پنجره ی پلک هام باز می شه
مگر از هوای دیدنت یا بودنت حسی در این اتاق تنهایی نوشود
نمیدانی چقدر سخته انتظار و از انتظار سخت تر
اثبات اینکه منتظر هستی
شاید قشنگی عاشق بودن به همینه ؟
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۱۶ ساعت 14:47 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )