جاده های بی کسی
از پشت پنجره های دلتنگی ترا صدا میکنم
ولی انگار صدایم خیلی ضعیفه حتی خودم هم صدایم را نمیشنوم
انگار یک تیکه سنگ نه یک بغض بزرگ جلوی صدایم را گرفته است
نمیدانم چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاید که چرا نمیتوانم فریادم را به همه برسانم .
یاد تنهاییم که میا فتم بیشتر بغض تنهایی مرا میگیرد
با خودم فکر میکنم میدانم که نمیتوانم از این تنهایی رها بیابم
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ ساعت 17:34 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )