تنها و رها شده ایم

چون کودکانی گم کرده راه در جنگل

وقتی تو رو به روی من می ایستی و مرا نگاه میکنی

چه می دانی از دردهایی که داخل من است

 و من چه می دانم از رنج های تو .

و اگر من خود را پیش پای تو به خاک افکنم

و گریه و زاری سر دهم  تو از من چه می دانی