خسته
به نام او که نامش آرام بخش قلب هاست
شبی از شب ها , ای تو آیینه ی هر پاکی ای پاک
با تو باور کردم که جهان خالی از آینه ی پاکی نیست
شبی از شب ها یاد من پاورچین , پاورچین
از در خانه برون رفت من نداستم کی باز آمد و کجا بود
آن قدر بو بردم که تنش بوی دلاویز تو را با خود داشت
شبی از شب ها تو مرا گفتی شب باش
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود
شب , شب گشتم به امیدی که تو فانوس نظرگاه شب من باشی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ ساعت 18:42 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )