؟؟؟
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید
چرا نگاه هایت ان قدر خسته است ؟؟؟
چرا لبخندهایت ان قدر تلخ است ؟؟؟؟
ولی افسوس که همه راحت از کنارم گذشتند
و هیچ گاه نخواستند بفهمند تنهاییی بی پایانم را .......
من اینک اینجا با کوله باری از غم به راه افتاده ام
تا شاید بتوانم روشنایی گمشده زندگی ام را بیابم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ ساعت 23:13 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )