با من بمان
آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به
شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای
خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها
همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید :
دوستت دارم
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۱۲ ساعت 17:42 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )