داشتن تو
داشتن تو حتي براي لحظه اي به تمام عمر بي کسي ام مي ارزد .
همچون ديوانه اي که لحظه اي داشتن را در تمام روياهايش باور مي کند
وابسته ي تپش هاي قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حيات مي بخشد
سرسپرده ي برق نگاه توام لحظه اي که مرا در آغوش گرمت ميهمان کني
تک ستاره ي شبهاي بي فانوسم شدي روزي که از خدا تکه اي نور طلب کردم
تپش هاي قلبم در گرو عشق توست که در رگهاي زندگيم جاريست
دوري از تو را باور ندارم حتي در رويا که من ذره اي از وجود عاشقت گشته ام
آرام دل بيقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج مي زند
وقتي به درياي نا آرام اشکهايم مي نگري
راز مرگ دلتنگي هايم روزيست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بي نصيبم باشد
مهتاب مي سوزد تا ابد در آتش عشقت که درد را به جان خريده است در بازار
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۱۴ ساعت 18:45 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )