برای همیشه
می خواهم همیش از تو صحبت به میان آورم
از تو که حتی ذره ای به اینکه شاید عشق من حقیقی باشد فکر هم نکردی .
از تو که حتی نخواستی حرفهای من را هم بشنوی و خود خواهانه تصمیم گرفتی .
تصمیمی که جنگل سر سبز قلبم را به آتش کشیدو سوزاند .
تصمیمی که شادی های من را از ریشه جدا کرد و به جایش یک دنیا غم و دلتنگی کاشت
تصمیمی که بی رحمانه آخرین دسته گلهای زیبای امید راهم از دستم کشید .
و جایش گلبرگ های پژمرده ی نا امیدی به دستم داد .
تصمیمی که باعث شد چشمهایت برایم بی رنگ و خاکستری شود .
و تصمیم تو سکوت بود .
سکوتی که نه تنها برای من بلکه برای ستاره های دیگر هم آزار دهنده بود .
سکوتی که لحظه به لحظه ما رااز هم دور تر می کند اتفاقی که من حتی حاضر بودم بمیرم .
اما هیچ وقت مجبور نباشم تحملش کنم .
ولی تو به هیچ کدام توجه نکردی و قلب من را مانند یک شیء بی ارزش زیر پاهایت کردی .
اما من بازهم از تو صحبت می کنم برای همیشه تا زنده باشم .
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )