رويا
بعد از آن آشنايي هاهرگز باورم نبود
که اينگونه باز تنها و غمگين دراين دنياي فانی دنبال اميدي تازه ره بسپارم
شايد آن زمان که دل به دريا سپردم
و با همه اعتقادي که به امواج کوتاه و بلند طوفان داشتم
هيچ به سرگرداني و تشنگي نيانديشيده بودم
ستاره هاي آسمان را راهنماي عشق مي ديدم
و دستان مهربان ترا مقصد راه ......
براي يافتن عشق يادم هست که چقدر طعم تنهايي و انتظار را چشيدم
و رنج دلتنگي را به اميد رسيدن به تو تحمل نمودم اما
چه سود که زيباترين لحظات را فقط توانستم در رويا ببينم و بس
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۳۱ ساعت 19:12 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )