از من نپرس
از من نپرس که چرا تو خورشيد شدي و من سایه
اگر عمق فاصله ها زياد است و دست هاي تو دور تقصير من نيست
از من نپرس که چرا هميشه آخر کوچه هاي پرسه و ترانه من ميمانم و يک جفت نگاه خسته
از من نپرس که چرا از اين همه حرفهاي نگفتني لبريزم
بيهوده لجام تقصير را گردن تقدير نينداز
اگر من اينجا بين حصار غربت و دوري ماندم
نه تقصير من است و نه تقدير .......
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۰۶/۲۳ ساعت 23:0 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )