امروز هم گذشت یک روز دیگه از روزهای بی تو بودن

هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مانده ...

تنهای تنها میان این همه آدم سخته.

دلم میگیره وقتی برایش فکر میکنم

وقتی نگاه می کنم وتا فرسنگها کسی را پشت و پناهم نمی بینم

خسته شدم

ای کاش یک ذره فقط یک ذره شهامت داشتم

ان وقت برای پنهان کردن بغض درگلونم سرفه نمی کردم

 ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم ان وقت دیگه بهانه اشکهایم نبود

خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخند م

و اعلام رضایت بکنم

 تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی

من به اینها کار ندارم دلم برای تو تنگ شده