دلم فریاد میزند
امشب در نيمه سکوت تاريکش دلم فریاد میزند
واشکهايم درعزاي دوريت اوج ميگيرند ميميرند و بر خاک بوسه ميزنند .
شب ميرود و به نيمه ميرسد و دلم از ترس تنهايي بي تو در پناه يادت دلگرم مي شود .
دستانم را به خيالت مي سپارم تا غربت اين شب را در دستانم پيدا کني
ولی میبینم هنوز خواب استی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۸/۱۷ ساعت 18:58 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )