ای آرامش دل بیقرار من
چگونه دلتنگی هایم را به پاییز بگویم چگونه بگویم که دلتنگ تو هستم
تو مونس شبهای سرد پاییزی ام بودی ، تو آرامش دل بیقرار من بودی
چگونه بگویم که باغ دلم در این پاییز برگ ریزان به غم نشسته
و از دوری تو دلتنگ شده.
بیا و با آمدنت با گرمای صدای دلنشینت به من دلتنگ زندگی ببخش
این دل بهانه ی با تو بودن را می گیرد.
بهانه ی در کنار توبا تو در جاده ی عشق روی برگ های پاییزی قدم زدن را می گیرد .
می خواهم با تو صدای خش خش برگ های رنگین پاییزی را حس کنم .
در این روزهای پاییزی دستانم گرمی دستانت را می خواهد .
و آغوشم حرارت آغوش پر مهر و محبتت را می خواهد .
تو تنها ترین ستاره ی قلب من هستی .
نگاه زیبایت ودرخشش چشمانت را از من دریغ مکن .
تنها امید من ، عشق تو را می خواند ، چشمانم ترا می خواهد
ای آرامش دل بیقرار من
ترا دوست دارم و تا آخرین نفس وتا ابد عاشقت می مانم
قسم به پاییز که بهار شاعرانه ی من است جزعشق تو هیچ عشق دیگری درقلبم جای ندارد
تو معنای حقیقی عشق جاودانه ی من هستی
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )