صدایم کن ...
.jpg)
صدایم کن ، صدای تو آن نجوای عاشقی است که پنجره های بسته دلم را به رویت می گشاید.
صدای تو نوازش قلبهای عاشقان ...
صدای تو هستی بخش زندگی من ،
و اکنون صدای تو دیدار ما در در دروازه های خوشبختی .
ای کاش صدایم می کردی ...
ای کاش صدایم می کردی تا با گلی از شکوفه ساران بهار به دیدارت می آمدم .
ای کاش صدایم می کردی تا عطر وجودم می شکفت روی ترانه های خوشبختی ،
تا من امید را دوباره آغاز می کردم ، تا عشق به میهمانی ما می آمد
و تو
و تو ای یگانه همراه زندگیم ، مرا جانی تازه می بخشیدی .
ای یگانه من ، ای نازنین من ...
صدایم کن تا کوه را روی دوشم بگذارم تا آغاز کنم لبخند را تا سختی را آسان گردانم
و اکنون آغاز کنم دوست داشتنت را...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ساعت 23:44 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )