لحظه های بی تو بودن را در گوش شب نجوا می کنم

ستاره می شنود و ترا آرزو بر دل می ماند

آرزوهایم را در لحظه های بی تو بودن می شمارم

به گمانم می آید که روزی تک تک این آرزوها را تو حقیقت می کنی

از فاصله ی ....... با تو بودن تا بی تو بودن گذشته ام

وبه لحظه های دوری رسیده ام ، در تمام لحظه ها حس غریبی دارم

حس دریایی که از بی موجی به مرداب بودن رسیده است

مرداب تنهاست و من تنهاتر مرداب مرا هم در برگرفته است

سکوت غریب مرداب