خدا هست ماه من غصه چرا ؟
ماه من غصه چرا ؟
آسمان را بنگرکه هنوزبعد صدها شب و روزمثل آن روز نخست وآبی و پراز مهربه ما می خندد
یا زمینی که دلش از سردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهایمان ریخت
تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست .
ماه من غصه چرا ؟
تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبختی توست
ماه من دل به غم دادن، از یاس سخن ها گفتن کار آن هایی نیست
که خدا را دارند ماه من غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات از لب پنجره ی عشق زمین خورد و شکست ،
با نگاهت به خدا چتر شادی باز کن
و بگو با دل خود که خدا هست ، خدا هست ؛
او همانی است که در تارترین لحظه ی شب راه نورانی امید نشانی می داد
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد
ماه من ، غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی بودن اندوه است
ولی از یاد مبر؛ پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا !
و در آن باز کسی می خواند که خدا هست ، خدا هست
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )