ديگر اين دل آن دلي نيست که در آرزوي يک يار با وفا باشد

  اين دل از بي وفايي خود نيز بي وفا شده است

 ديگر اين دل آن دلي نيست که در انتظار يک همزبان و هميار باشد

  اين دل از تنهايي خرد خرد شده است

 ديگر اين دل آن دلي نيست که کسي را دوست داشته باشد

  اين دل از شکست و بي وفایی بي احساس شده است

 ديگر اين دل آن دلي نيست که در تب و تاب يک لحظه عاشق شدن باشد

 بي قرار باشد ، چشم انتظار باشد ، اين دل از انتظار خسته شده است

 ديگر اين دل آن دل سرخ و با احساس نيست ، اين دل احساساتش همه سوخته شده است

 ديگر اين دل آن دل پر غرور نيست ، اين دل غرورش شکسته شده است

 ديگر اين دل هيچ همدل و عشقي را ندارد ، آري اين دل اينک تنهاي تنها شده است

تنهايي