خودم غمگین تر از آنها ...

جای تعجب ندارد که گاهی نوشته هایم غمگینند
و خودم غمگین تر از آنها ...
دیگر حتی حوصله جنگیدن با خاطراتم را هم ندارم
توانش را نیز ...
راستی اگر همین دلخوشی لعنتی هم نبود دیگر تنهایی و خلوت برایم چه مفهومی داشت
روزي که اوراديدم زندگي ام به کلي تغيير کرد
از همان لحظه اول که ديدمش با خودم گفتم
بلی خودش است نيمه گم شده ام نیمه ای که گويي سالها پيش او را گم کرده ام
واکنون وي را يافته ام ولي افسوس ، افسوس که من نيمه ام را يافتم
نه او شايد هم او هنوزهم نميدانم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۰۷ ساعت 2:0 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )