به خدا بي تو ميميرم
يک سلام عاشقانه با يک بغض بي بهانه
مي نويسم تا بداني ياد تو، در دل ميمانه
يادت است وقتي مي رفتي دم به دم نگاهت مي كردم
بغض سنگيندر چشمهایم گفتي : صبر كن برمي گردم
يادت است قسم مي خورديم عزيزم بي تو ميميرم
اما حالا كه تو نيستي من با دلتنگي اسيرم
يادم است وقتي مي گفتم به خدا نميروي از ياد
آه سردي مي كشيدي در قلبم مثل فرياد
اما حالا كه تو نيستي حال و روز من خراب است
آخر قصه ي عاشق اشك و ماتم و سراب است
اما حالا كه مي بينم بي تو دل رنگي ندارد
در آسمان چشمهایم غروبها باران مي بارد
ميداني طاقت ندارم با غم و غصه اسيرم
زود بيا كه خيلي تنهایم به خدا بي تو ميميرم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ساعت 13:30 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )