کاش تنهایم نمیذاشتی عشقم

پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني
 
 آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است 

 آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است 

پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور
 
 اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ،

اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن

آري زيبايم پس از مرگم بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن
 
 خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد