غصه نخور به يادش ،  ديگه تمومه كارش

ديدي خواست و خودش رفت ، تو ديگه بي خيالش

ديدي رفت و تنهات گذاشت ، با يه دنيا غم جات گذاشت

آخه ديگه اون نمياد ، اصلا تو سينش دل نداشت

اون بي وفا غرورتو شكست و رفت اون بي خدا

منو گذاشت با غم رها ، دله سنگ اون بي وفا

حالا به يادش تك و تنها ، من نشستم با اين غمها

به ياد اون روز ميخونم ، از ته دلم تو اين شبها

اون كه به من ميگفت ، ميمونه كنار من تا هميشه

ميگفت هيچي نميتونه ، باعث جدايي مون بشه

الهي كه خوشبخت بشه ، اينه دعاي من براش

شايد خجالت بكشه ، اون دلی سنگ بي وفاش