خدایا عشق مرا کور کرد

یک نگاه کوچک .... یک شاخه گل خشک ... یک لبخند سرد
یک شب سرد زیر باران تنها وعاشق با دلی شکسته از دنیا
مقصدم کجاست ؟ نمیدانم من چراعاشقم ؟ نمیدانم
به دنبال کی میگردم ؟ نمیدانم درپی چی میروم ؟ نمیدانم
خدایا من ازوجودم چی میدانم ؟ توبه من بگو خدایا شادی من کجاست ؟
چرا دلم تنهاست ؟ خدایا مراسرشار ازنیاز خود کن من تنهایم
میدانم که تنهایم میدانم که ازراه خسته ام میدانم که دلم شکسته
پس وجدان عشق کجاست ؟ چراکسی تن به عشق من نمیدهد ؟
خدایا مگرمن ازتو چه خواستم که اینگونه مجازاتم میکنی؟
خدایا من فقط ازتو عشق خواستم فقط خواستم تنهاییم را پرکنی
گله ایی نیست کارتو بی حکمت نیست
من به راهم ادامه میدهم به امید اینکه به تو برسم
چراغ راهم باش خدایا عشق مرا کورکرد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۹ ساعت 2:40 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )