در هر لحظه می میرم
تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند
و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند، نمی دانی چه غمگینند
چراغ روشن شب بود برایم چشم های تو ... نمی دانم چه خواهد شد
پر از دلشوره ام ... بی تاب ودلگیرم ... کجا ماندی که من بی تو هزاران بار
در هر لحظه می میرم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۳/۲۵ ساعت 12:35 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )