مرا احساس نکرد
خدایا توی عمرم هیچ وقت تا این حد محتاج بودن به ترا احساس نکرده بودم
شاید گهگاهی برای خواسته های بچگانم ازت کمک خواسته باشم
خواسته هایی که وقتی فکر می کنم خندم میگیره
ولی اینبار خدای من کمک میخواهم از صمیم قلب حس کنمت نمیخواهم
جای ترا کسی تو قلبم بگیره نمیخواهم
تو زیبا ترین معشوقی لایق ترین معشوق توکه همیشه باهام بودی
خودت مگه نگفتی هرجا به یادم باشید منم به یاد تونم
خدایا دتستم را بگیر تو را خدا . . .
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۶/۱۲ ساعت 18:53 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )