در خود شکستم
من در خودشکستم
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
بگو معنی تمرین چیست ؟
بریدن از خودم را ؟ بریدن از چی چیز را تمرین کنم ؟
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی
از من نپرس که اشکهایم را برای چی به پروانه ها هدیه می دهم
همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند
نگاهت را از چشمم برندار مرا از من نگیر
هوای سرد اینجا را دوست ندارم
مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهایم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۱۴ ساعت 17:50 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )