به امید
هر روز انتظار دیدن تو چشمه ی صبرم را لبریز می کند
هر روز بدون آنکه گلی پژمرده شود باغچه ی افکارم خشک می شود
نمیدانی هر روز گوشه ای از طاقچه ی مهرم می ریزدولب باز نمی کنم
به امید روزی که بیایی
به امید روزی که مرا با نام شیرین ترین ها ومهربانی ها بنامی
به یاد آن روز که آشنایی من با کوچه ی بیگانگی غریب شود
و مرا دیگر در خانه ی تنهایی ها رها نکنی ....
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ساعت 12:12 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )