هر روز انتظار دیدن تو چشمه ی صبرم را لبریز می کند

هر روز بدون آنکه گلی پژمرده شود باغچه ی افکارم خشک می شود

نمیدانی هر روز گوشه ای از طاقچه ی مهرم می ریزدولب باز نمی کنم

به امید روزی که بیایی

به امید روزی که مرا با نام شیرین ترین ها ومهربانی ها بنامی

به یاد آن روز که آشنایی من با کوچه ی بیگانگی غریب شود

و مرا دیگر در خانه ی تنهایی ها رها نکنی ....