بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من جاریست.
باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم
ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم
و در آن لحظه رویایی اوج در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم
تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم
تا خودم را بیابم واز زندان لحظه های بی تو رها شوم.....شاید
بتوانم به رویای با توبودن برسم و چی رویای شیرینی است
رویای با توبودن رویایی که دست من را به دستان گرم تو میرساند.
آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم
در آن زمان دیگر زبان از سخن گفتن عاجز است.
در این رویای دلنشین تنهای دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند، گویی از پیوند دستهای ما
روح ما هم به هم پیوند خورده ........... و چه زیباست رویای با توبودن
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ساعت 23:8 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )