بیتو میمیرم
يک سلام عاشقانه با يک بغض بي بهانه
مي نويسم تا بداني ياد تو ، تو دل ميمانه
يادته وقتي ميرفتي دم به دم نگات ميكردم
بغض سنگين توي چشمام گفتي: صبر كن برميگردم
يادته قسم ميخورديم عزيزم بي تو ميميرم
اما حالا كه تو نيستي من با دلتنگي اسيرم
يادمه وقتي ميگفتم به خدا نميري از ياد
آه سردي ميكشيدي! توي قلبم مثل فرياد
اما حالا كه تو نيستي حال و روز من خرابه
آخر قصه ي عاشق اشك و ماتم و سرابه
اما حالا كه ميبينم بي تو دل رنگي نداره
توي آسمون چشمام غروبا بارون ميباره
ميداني طاقت ندارم با غم و غصه اسيرم
زود بيا كه خيلي تنهام به خدا بي تو ميميرم


+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۵ ساعت 5:48 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )