ع.ش.ق.م.ن
« د » داشتن تو حتی برای لحظه ای به تمام عمر بیکسی ام میارزد .
همچو دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور میکند
« و » وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم
که به روح ساکن من حیات میبخشد
« س » سرسپرده ی برق نگاه توام
لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی
« ت » : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی
روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم
« ت » : تپش های قلبم در گرو عشق توست
که در رگهای زندگیم جاریست .
« د » : دوری از ترا باور ندارم حتی در رویا
که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام
« آ » : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج میزند
وقتی به دریای نا آرام اشکهایم مینگری
« ر » : راز مرگ دلتنگی هایم
روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد
« م » مهتاب میسوزد تا ابد در آتش عشقت
که درد را به جان خریده است
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۱/۰۲ ساعت 23:54 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )