دلتنگي مثل خاكستر زير اتش هست گاهي فكر ميكني تمام شده اما يك دفعه همه ي وجودت را اتش ميزنه !

خيلي تلخ است كه سخت ترين روزاي زندگيت را كسي برایت بسازد

كه بهترين لحظه هاي عمرت رو با بودنش داشتي...

گاهي فك ميكنم چطوري از كجا بايد درمورد ادمها قضاوت كرد ؟

 به اتفاقات اين چند وقت كه فكر ميكنم نميدانم چي درست است چي غلط ؟

هر چي ميخواهم فكر نكنم اما اين فكرو خيال ها رهایم نميكنند

به خودم می گفتم گذر زمان میتواند بعضی چیزها را کمرنگ کنه...اما حالا فک می کنم

 این گذشت زمان چقدر میخواهد طول بکشه ؟ شاید هیچ وقت تمام نشود !

شايد وقتي كه بايد جدي ميگرفتم اين كاررا نكردم و بعد چيزي را كه اهميت نداشته جدي گرفتم !

نميدانم با اين همه علامت سوال چيكار كنم ؟

هميشه همين طور بوده است

بزرگترين ضربه ي زندگي را از كسي ميخوريم كه بيشتر از همه دوستش داريم

دوست داشتن چيزي كه نميدانم واقعا در اين دنيا جايگاهي داره ؟

 باز ميكنم گره ها را با سرانگشتان صبر ... دل بسته ي من طاقت بيار