بازی با احساس
چه سخت و طاقت فرساست وقتی با احساست بازی میکنند .
انگار که تازیانه بر بدنت می کوبند .
رد این تازیانه ها بر بدنت نمایان نیست .
زخم این تازیانه ها بر قلبت هویداست .
افسوس .....
افسوس و هزاران افسوس که کسی قلبت را نمی بیند .
هیچ کس رد این تازیانه ها را نمی بیند جزء خودت .
می بینی و سکوت می کنی .
می بینی چشمهایت تر میشوند .
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۵/۰۸ ساعت 17:12 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )