شکستم، شکستنم ولی جز خودم کسی صدای شکستنم را نشنید.

بالاخره این بغض لعنتی که راه ی گلونم را بسته بود شکست.

امشب به اندازه تمام لحظه های تنهایم گریه کردم.

به اندازه ی تمام دردهایم و غمهایم به خاطر بی کسی ام

به خاطر مرگ آرزوهام گریه کردم.