شکستم
شکستم، شکستنم ولی جز خودم کسی صدای شکستنم را نشنید.
بالاخره این بغض لعنتی که راه ی گلونم را بسته بود شکست.
امشب به اندازه تمام لحظه های تنهایم گریه کردم.
به اندازه ی تمام دردهایم و غمهایم به خاطر بی کسی ام
به خاطر مرگ آرزوهام گریه کردم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۵/۰۹ ساعت 1:7 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )