خدایا 

ای که مرا از هیچ آفریدی و به همه چیز رساندی

 یاریم کن که هر روزت را درک کنم که اگر توجه تو نباشد من همان چوب خشک بی اختیارم

تو از دل من آگاهی تو از اندیشه من مطلع استی تو مرا میدانی

ای ستوده به همه صفات

من به لطف تو امیدوارم و تو خود گفته ای که امیدواران و صابران را دوست داری

پس برآنچه دارم شکر میکنم 

خداوندا   دل به تو سپرده ام و همواره ترا میخوانم اندوهم را برایت میگویم و شکوه هایمبرای توست  

ای که نامت دوای دردم و یادت شفای هرآنچه اندوه و درد است

ای همیشگی حتی دمي که به بادت نیستم

تو مرا میخوانی گو ئی که تو خود میخواهی که با تو باشم