گفتم ...
گقتمش بی تو دلم میمیرد
گفت با خاطره ها خلوت کن
گفتمش خنده به لب میمیرد
گفت با خون جگر عادت کن
گفتمش با که دلم خوش باشد؟
گفت غم را به دلت دعوت کن
گفتمش راز دلم را چه کنم ؟
گفت با سنگ دلت صحبت کن !

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۵/۲۷ ساعت 14:11 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )