تنهایم ......................................................................... تا ابد

آیا من تنهایم ؟
یا اینکه وانمود میکنم که تنهایم ؟
آیا من تنهاترینم ؟
یا این حس تلقین مرا وادار به تنهایی میکند ؟
اما هیچ گاه به این سوال نمیتوانم ام که جواب بدهم ...
آیا من که هر لحظه، و هر دقیقه و ثانیه ترا حس میکنم و ترا در کنار خود میبینم
چگونه میتوانم تنها بمانم تو خود بگو که من تنهایم یا نه ؟
پس چگونه میتوانم تنها باشم در حالی که تو بامنی در حالی که روح و جان من با وجود تو اغشته است...
ولی این حرص و احساس جسم است که مرا از تو دور نگاه میدارد
تقصیر از روح و جان من نیست و این کار کار جسم من هست که ترا در کنار خود نمی بیند تویی که هر ثانیه کنار منی :
پس تنها کیست ؟ تو بگو ....
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۰۵/۲۸ ساعت 22:6 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )