به یاد مادرم که بسیار دوستش دارم ....
مادر ترا چه بنامم که هیچ چیز یارای برابری با ترا ندارد رودت نخوانم که رود صداقت و پاکدامنی ترا به ارمغان برده ماه و خورشیدت ننامم که آن دو نور تو را به عاریت گرفته اند مادر ترا با کدامین شعر و غزل بسرایم که در مقابل نامت شعر و غزل نیز عاجزند مادر ای طراوت بهاران و ای هستی بخش زندگانیم
کوهت ننامم که کوه پایداری و استقامت از تو آموخته
آسمانت نخوانم که بسی بلندتر و رفیع تری و آسمان زیر گامهای توست
ستاره ات ندانم که آنان بی شمارند و تو بی همتا
آبشاران خروشان از مهر توست و دشت وسعت خویش را از قلبت گرفته
تو خود یک دنیا کلامی و یک عمر واژه ای ...
ترا چه بنامم و وصفت چه بخوانم که بیکران آسمانها و دریاها
همواره ترا عزیز بدارم و محترم
و همواره آواز من این باشد که
مادر... دوستت دارم ... دوستت دارم
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۵/۲۹ ساعت 12:34 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )