افسوس
صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان ميشنوم
و ميشنوم که چی معصومانه در کنج سکوت شب براي ستاره ها
ساز دلتنگي ميزني و من ميشنوم ميشنوم هياهوي زمانه را
که ترا از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد
آه اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم
به آسمان بگو که من مي شکنم
هر آنچه ترا شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ ساعت 15:41 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )