خدایم همیشه با من است
امشب که دلم شکست توته هایش را پیش تو می آورم
وهنگامی که بغضم شکست اشکها یم را پیش تو میریزم
قلبم که به درد آمد درآغوش توتسکینش میدهم
ودلم که پرشد برای تو سخن میگویم
وقتی پاهایم حس رفتن نداشت دستان ترا میگیرم
طاقتم که طاق شد قوتش را از تو میگیرم
و وقتی خسته شدم روی شانه هایت آرام میگیرم

تنها که شدم .... نی نی هیچگاه تنهایی احساس نمیکنم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ساعت 16:53 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )