با من بمان ...
در كنار تو بودن را بزرگترين و شيرين ترين روياي زندگي ميدانم
در كنار تو صحبت كردن و شنيدن سخنان دلنشين تو بهترين لحظاتم ميباشد
دلم ميخواهد كه هميشه ايام را به كامت شيرين نمايم دوست دارم تا قلبم فقط براي تو بتپد
دوست دارم زماني كه چشمانم در سپيده دم از هم گشوده ميشوند
تنها چهره ي زيباي ترا در برابر خود ببيند
و زماني تبسم بر لبم جاري سازم كه نگاه پر محبت تو مرا مست و مدهوش كند
نگاهت پر سوز است سوزشي از يك عشق از يك پيوستگي
هر لحظه خريدار كوچكترين نگاهت هستم .چشمانت زلالي خاصي دارد
لبخندت همچو شكوفه ايي است كه آرام آرام شكفته ميشود
چقدر زيبا بر من لبخند ميزني و با آن لبخندت بر روي چهره ي غمگين من سمپاشي ميكني
و آفت بزرگ غم و اندوه را از من دور میکنی
پاكي همچو باران،خوشبويي همچو يك شاخه گل مريم .
چگونه بگويم كه ساعتهايم از بودن با تو ،برايم پر ميشود
كاش ميشد ترا براي هميشه همراه خود ميداشتم و از بودنت لذت ميبردم
كاش همانند پرنده ايي بوديم كه آزادانه به هر سو پرواز ميكرديم
و آشيانه ايي از عشق و محبت در بلندترين نقطه ي جهان براي خود مي ساختيم
تا هيچ كس نتواند ما را از هم جدا سازد .
بودنت را نعمتي بزرگ ميدانم
بهترين عشق زندگيم، محبت را در پاكي نگاهت معنا كردم
و صداقت را در وجود مهربانت حس كردم
عاشقانه از تو ميخواهم
كه پذيراي اين عشق بزرگ باشي و مقد مش را گرامي بداري .
نگاهت چی پر شور و نشاط انگيز است
لبانت چی سوزان و آتشين است
برق نگاهت به من اميد تازه ايي داد
بوسه هاي شيرينت به من جان تازه ايي داد
با من بمان،با من بمان
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )