شکست .....
پيراهن غصه هايم را با اشک و آه درتن ميکنم و مينويسم از تمام شمع های نیافروختهء اميدم که در دلم خاموش مانده است و از پروانهء بيوفاي روزگار که با فاصله هایش به من معنی ترک کردن ترا را یاد میدهد خاموش میشوم ...... تا به اندازهء که رنگ چشمانت را با همه بی مهری هایش درقلب تیره و مکدرم نقش بندم و سنگدلی هایت را همانند شب های سیه و تار دلم در سطور کوتاهی ازنبود احساست را در آن بنویسم .
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ ساعت 22:16 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )