دیگر شوق نوشتن ندارم

بیشتر شوق رسیدن دارم

کاش می دانستی چقدر دلم برایت تنگ است

دوست دارم هر چه زودتر دیوارهای فاصله خراب شود

اگر نبینمت خودم را نمی بخشم !

قرارمان که یادت نرفته  ؟

من هنوزم همانی هستم که بودم خیالت راحت

اگر می توانی کمی خوشبینانه تر قصه مان را بنویس

من با تو ام ، نمی دانم تو با من هستی یا نه  ؟

در هر حال دوستت دارم

من یقین دارم که میخوانی این متن های من را اگر با من میمانی فقط یک اشاره برسان