بگذرم از هر آنچه که تو ندیدی و من احساس کردم


تو نشنیدی هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم


ساختم و تو خراب کردی


و من چقدر تشنهء حرفهایی بودم که تو هرگز نزدی

اشک ریختم،


برای روزهایی که چه نیازمند تو در کنارم بودم


برای خودم که چگونه غرق تو شدم

و به یاد آوردم،‌


خودم را


که چگونه پر از تفکرات بزرگ بودم


چگونه پرواز را دوست داشتم


و تو را


که بالهای مرا شکستی


همچون قلبم

می خواهم بگذرم،


از تو


از عشق ویران کنندهء تو


از منی که با تو بوجود
میامد


و چه غریب بود

قلب این پرنده امروز از پیش تو پرواز خواهد کرد