نگران من نباش

من هم می توانم بدون تو ، زندگی کنم ؛ همانطور که فراموشم کردی
 
 یادت را در خاطر آزرده ام رنگ کنم

نگرام من نباش

من هم شبی تو را ترک خواهم گفت ،
 
 درست زمانی که دیگر از حضورم خسته بودی ؛ آرام بگو

گوش خواهم کرد

و دل را بر می دارم و می روم

دیگر مهم نیست به کجا
 
فقط نگران من نباش و اشک به چشم راه نده
 
که راه پایانی برای ماندن در خویش پنهان نکرده است