سراغت را از شقایق های وحشی گرفتم
گفتند: ما خواب بودیم کسی را ندیده ایم
به باران گفتم من نگاهی را گم کرده ام تو ان را ندیده ای؟
کلامش بارش سکوت بود
حال من مانده ام با کوله باری از یادها و تنهایی ها
وغروبی دیگر که انعکاسی از نگاه توست
برگرد ای غریبه من بیمار نگاه خاموشت هستم
جاودانه دوستت دارم

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۶/۰۵/۰۸ ساعت 1:19 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )