درون دل تو قربانگاه من

من بت پرست نبودم گناهم این بود که دل می پرستیدم
کاش وقتی ابراهیم با تبر به سوی کعبه می آمد
من در کعبه ی دلت ، خدای کعبه بودم نه بت درون آن .
شکستم ، خرد شدم ، بدون اینکه ناله ای کنم
امّا درد را با تمام وجود احساس کردم
و صدای شکستنم را تمام دنیا فهمید ،
وقتی که فریاد بر آمد بت کعبه شکست .
اگر شکستن من تو را راضی می کند حرفی نیست ،
فقط بگذار ریزه های من همراه اشک هایم تا ابد
درون کعبه ی دلت باقی بماند و آن ها را دور نریز .
در مسلخ عشق سر از تنم جدا خواهند کرد .
این خواست خداست
که برای اثبات عشق به جای اسماعیل قربانی شوم
و درون دل تو قربانگاه من خواهد بود .
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۷/۰۲/۱۳ ساعت 10:27 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )