باز هم منتظرم

امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند
چشمانم بس که باریده تحمل نورمهتاب را ندارد 
آخ که چه قدر تنهایم 
دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم بوده خرد شده
و انگشتانم بس که برای تو نوشته خسته 
رو به روی آینه نشستم 
آیا این منم ؟ 
شکسته ... تنها ...دلتنگ 
تو با من چه کرده ای ؟ 
شاید این آخرین زمزمه های دلتنگیم باشد
دیگر هیچ نخواهم گفت اما منتظرم 
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۲/۱۷ ساعت 16:52 توسط نادیه نیکزاد
|
دوستان عزیز و گرامی : وبلاگ که فعلا در آن قرار دارید چکیده از مجموعه اشعار و نوشته های است که من آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم از همه شما ارزو دارم که بادادن نظریات و پشنهادات تان در بهتر سازی وبلاگ من مرا کمک و همکاری نماید. ( نا د یه نیکزاد )